الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )
85
كفاية الأصول ( فارسى )
ترجمه [ دو اشكال ديگر ] ( اشكال ) اگر كفر و عصيان و اطاعت و ايمان بواسطهء اراده خداى تعالى باشد كه از مراد تخلّفپذير نيست ، پس درست نيست كه تكليف به آن تعلّق بگيرد ( و طلب شود ) ، چرا كه كفر و عصيان و اطاعت و ايمان ، خارج از اختيارى هستند كه عقلا در تكليف معتبر است . ( پاسخ ) البته وقتى ( كفر و عصيان يا ايمان و اطاعت ) بواسطهء مستفادشان به ارادهء حق تعالى از اختيار خارج مىشوند كه قبل از تعلّق اراده به آنها ، مقدّمات اختياريّه در ميان نباشد ، و الّا ( اگر ارادهء حق تعالى به افعال مزبور ، مسبوق به مقدّمات اختياريّه باشد ) ، پس چارهاى جز ( استناد ) صدور آنها به اختيار فاعل نيست ، و الّا تخلّف ارادهء حقّ از مرادش لازم آيد ( و اين امر قابل التزام نيست ) تعالى اللّه عن ذلك علوّا كبيرا . ( اشكال ) اگرچه ( براساس پاسخ فوق ) كفر و عصيان از كافر و عاصى ، مسبوق به ارادهء خودشان است لكن در عين حال ، اين دو ( كفر و عصيان ) ، منتهى به امرى شده كه در اختيار ( آنها ) نيست ( و آن ارادهء خداى تعالى است ) . چگونه ( كفر و عصيان اختيارى هستند ) ، درحالىكه ارادهء ازليّه و مشيت الهيّه ، بر اين دو سبقت گرفته است و در اين صورت چگونه مؤاخذه اين دو بر امرى كه بالاخره در اختيارشان نيست صحيح مىباشد ؟ ( پاسخ ) - عقاب تابع كفر و عصيانى است كه ( خود ) تابع اختيارى است كه ناشى از مقدّمات ( اختياريّه فعل است كه خود ) ناشى از شقاوت ذاتى آن دو ( كافر و عاصى ) است كه لازمهء خصوصى ذات آن دو است ، چنان كه ( در حديث آمده است كه ) ، سعيد در شكم مادر سعيد بوده و شقى در شكم مادر ، شقى است ، و مردم معادن و ذخائرى هستند مثل ذخائر طلا و نقره . و ذاتى قابل تعليل نيست .